پیمانکاری دو حالت دارد، «متری» و «درصدی». متری در دهه هفتاد بسیار رایج بود. در پیمانکاری «متری» قدم اول برآورد هزینه اجرا بود. نقشه مشخص بود و میشد هزینه ساخت را محاسبه کرد. سپس سازنده وظیفه داشت با همان عدد مشخص پس از مدت مشخص ساختمان را به صاحب کار تحویل دهد. هرچند هیچ کدام از قراردادها بر اساس ریز متره و نقشه های دقیق نبود و این از شایعترین نقاط ضعف قراردادهای آن زمان بود. به هر حال آن دوران گذشت و شیوه «متری» دیگر منسوخ شده.
روش دوم، روش «درصدی» است. یعنی هرچه هزینه شد، n درصد دستمزد پیمانکار است. این شیوه امروز شیوه رایج است. منطق این فرم قرارداد این است که مصالح و دستمزد لحظهای است، و دلیل دوم تغییرات متعددی است که در اجرا معمولا اتفاق میافتد، چه از نظر نقشه و چه متریال. این شده است که امروز راه منطقی قرارداد، شیوه «درصدی» است. این عدد معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ درصد میباشد. بستگی به حجم پروژه دارد.
در کلاردشت شاید حدود ۳۰۰ نفر ادعای سازنده بودن دارند. این عدد البته بر اساس آمار حاصل نشده. بلکه یک بازدید میدانی چنین عددی را نشان میدهد. به عبارت دیگر، هر شخصی که اندکی اطلاعات ساختمانی داشته باشد و احساس کند که میتواند یک پروژه ساختمانی را مدیریت کند، خود را سازنده میداند. اگر از او پرسیده شود که من میخواهم یک ساختمان در کلاردشت بسازم، بلافاصله میگوید من!
ما هم یکی از این صدها سازنده هستیم! با این تفاوت که سعی ما این است که ساختمان را درست بسازیم. همین. این ادعای کمی نیست. سازندهای که بتواند یک ساختمان را «خوب» بسازد، نعمتی است. «خوب» یعنی هم در بعد فنی کارش را بداند. هم در بحث اقتصادی مبادا فاکتور سازی کند و غیره. برای مثال در ساختمان، ما از سیستمهای «ویژه» استفاده میکنیم که پاسخ آنها در مقابل زلزله بسیار مطلوبتر است. تقریباً از هر صد ساختمان در کلاردشت یکی از آنها ویژه ساخته میشود. و از نظر مالی هم گزارش روزانه ما بسیار شفاف و آنلاین است.